چند تا از عکسای قدیمی ایلیا

فرشته کوچولوی من اینجا دقیقا 34 دقیقه بعد از تولدته، لباساتو خانم پرستارای مهربون تنت کردن و دارن از پشت شیشه شما رو به بابا میثم و مادر جون و پدر جون(مامان و بابای ماما) و عمه ازاده و عمه سیما نشون میدن.
چون یه کم قبل از به دنیا اومدن اذیت شده بودی و کلی ما رو ترسوندی تا به دنیا اومدی حمومت نکردن و گفتن روزه بعد حمومت میکنن، منم به خاطره اینکه با چشای خودم دنیا اومدنت و ببینم و مطمئن بشم حالت خوبه حاظر نشدم بیهوشم کنن و به صورت اسپاینال سزارین شدم، راست شو بخوای دلم میخواست اولین نفری باشم که روی ماهتو میبینم، اخه همیشه تو رو تو ذهنم تجسم میکردم 

...................................................................................................................

ببین چقدر پف داشتی، چشات فقط دو تا خط بود 



چند تا از عکسای قدیمی ایلیا
